با توجه به اهمیت و جایگاه فرهنگ اولین موضوعی که در این جا به بحث پیرامون آن خواهیم پرداخت این مقوله است.
فرهنگ مجموعه پیچیده ای است که دربرگیرنده دانستنیها , اعتقادات ,هنرها ,اخلاقیات , قوانین ,عادات وهرگونه توانایی دیگری است که بوسیله انسان بعنوان عضو جامعه کسب شده است.
دید کلی
بنا بر یک برداشت نادرست همگانی برخی از اعضای جامعه ، فرهنگ دارند و برخی بیفرهنگ هستند. و باز بنابر یک برداشت نادرست همگانی دیگر برخی افراد شخصیت دارند و برخی بیشخصیت هستند. اما دیدگاه علمی همه افراد را هم دارای فرهنگ و هم دارای شخصیت میداند. در تعریف از فرهنگ گفته میشود که فرهنگ عبارت از مجموع ویژگیهای رفتاری و عقیدتی اکتسابی اعضای یک جامعه خاص است. و در تعریف از شخصیت گفته میشود که شخصیت عبارت از مجموع ویژگیهای رفتاری و روانی هر یک از افراد است. شاید به جرات بتوان گفت که فرهنگ در علوم جامعه شناسی به همان اندازه مهم و قابل بحث است که شخصیت در علوم روانشناسی.
تاثیر فرهنگ روی شخصیت
انسان از لحظهای که متولد میشود و در ارتباط با محرکهای مختلف قرار میگیرد از عوامل مختلفی تاثیر میپذیرد. مهمترین دسته از این عوامل در کنار عوامل ارثی و ژنتیک عوامل محیطی هستند. عوامل محیطی شامل محیط اقتصادی ، محیط جغرافیایی و محیط فرهنگی و ... افراد میشود. عوامل فرهنگی همواره در مبحثهای مختلف روانشناختی و بویژه شخصیت ، رشد و شکل گیری آن حائز اهمیت بوده است. تحقیقات مختلف جامعه شناختی و روانشناختی نشان میدهد ویژگیهای فرهنگی یک جامعه تفاوتهای شخصیتی بارزی را در میان افراد آن جامعه در مقایسه با سایر جوامع ایجاد میکند.
در برخی فرهنگها ویژگیهای شخصیتی چون برون گرائی شکل میگیرد و در برخی جوامع فرهنگی ویژگی درون گرائی. برخی فرهنگها هیجان پذیری را به عنوان ویژگی شخصیتی در افراد خود شکل میدهند و برخی فرهنگهای دیگر آرامش و دوری از هیجان خواهی را . برخی فرهنگها شخصیتهای عاطفیتر را تربیت میکنند و برخی فرهنگها عاطفی بودن افراد خود را محدود و کنترل میکنند.
علاوه بر تاثیر فرهنگ در یک سطح کلی مثلا فرهنگ یک جامعه گسترده در مقایسه با جوامع دیگر میتوان از تاثیر فرهنگ بر شخصیت در مقیاسهای کوچکتر نیز صحبت کرد. در یک جامعه واحد طبقات مختلف ، اقشار مختلف ، مشاغل مختلف و حتی مناطق مختلف خرده فرهنگهای خاص خود را دارند. بطوریکه ویژگیهای شخصیتی افراد متعلق به هر یک از این طبقات ، اقشار ، مشاغل و مناطق میتواند متفاوت از بقیه باشد. تحقیقات متعدد شیوع شخصیتهایی که گرایش به بزهکاری و رفتارهای ضد اجتماعی دارند را در مناطق پایین از لحاظ اقتصادی ، فرهنگی و طبقاتی بیشتر از سایر مناطق گزارش میکنند.
تاثیر شخصیت بر فرهنگ
جامعه شناسان معتقدند همانطور که شخصیت افراد از فرهنگ آن منطقه ، جامعه یا طبقه تاثیر می پذیرد. افراد نیز تاثیرات متقابلی به صورتی ظریف و پیچیده در فرهنگ میگذارد. شخصیتهایی هستند که دگرگونیهای فرهنگی را رهبری میکنند یا ثبات و استحکام فرهنگی را موجب میشوند.
تغییر فرهنگ و شخصیت
تغییرات فرهنگی ، دگرگونی فرهنگها از مسایل مورد بحث رایج در علوم جامعه شناختی هستند. از این رو بسیار احتمال دارد که فرد در مواجهه با تغییرات فرهنگی قرار گیرد. زمانی که فرهنگ یک جامعه بنا به دلایل مختلف مثل تاثیر پذیری از عوامل اجتماعی ، اقتصادی و ... تغییر پیدا میکند. یا فرد به صورت ارادی یا غیر ارادی در فرهنگی متفاوت از فرهنگ خود قرار میگیرد مثل مهاجرت و ... چه تغییراتی از لحاظ شخصیتی در او اتفاق میافتد؟
براساس نظریات مختلف واکنشهای افراد در قبال این تغییرها معمولا متفاوت و متاثر از ویژگیهای فردی یا شخصیت آنهاست. برخی افراد به راحتی این تغییرات را پذیرفته و تغییراتی در شرایط زندگی خود ایجاد میکنند،برخی در مقابل این تغییرات شدیدا مقاومت نشان میدهند و برخی ناراحتیها و مشکلاتی را تجربه میکنند.برخی از این تغییرات فرهنگی به صورتی ظریف و بدون آگاهی کامل فرد اتفاق میافتند و طبعا تاثیرات آهسته و ظریفی را در شخصیت فرد به جای میگذارند. برخی شخصیتها در مقابل تغییرات فرهنگی انعطاف پذیرتر هستند که البته این انعطاف پذیری به عنوان یک ویژگی شخصیتی در سایر حوزههای زندگی آنها نیز قابل مشاهده است.
فرهنگ ، تعلیم و تربیت و شخصیت
فرهنگ نفوذ عمیقی روی شیوههای تعلیم و تربیت یک جامعه دارد. برنامههای تعلیم و تربیتی علاوه بر تاثیر از برنامههای دیگر جامعه (اقتصادی ، سیاسی و ...) در چارچوب فرهنگی طرح ریزی و اجرا میشوند. با توجه به این که هدف تعلیم و تربیت ، رشد شخصیتهای یک جامعه است. روشن است فرهنگ با سایهای که روی برنامههای تعلیم و تربیت میگستراند شکل گیری و تربیت شخصیتهای جامعه را متاثر میسازد. برخی برنامههای تعلیم و تربیتی و حتی توصیههای روانشناختی قابل اجرا در تمامی فرهنگها نیستند. بر این اساس متخصصان تعلیم و تربیت و روانشناسان هر جامعه یافتههای سایر جوامع را در زمینههای مختلف تعلیم و تربیت ، شخصیت و ... بر اساس فرهنگهای جامعه خود مورد بررسی قرار میدهند. حتی آزمونهای شخصیتی قبل از اجرا در جوامع مختلف باید با هنجارهای فرهنگی آن جامعه سازگار گردد.
تناسب محیطی
با توجه به آنچه که گفته شد دادن نسبت مطلق فرهنگ دار بودن و یا بی فرهنگ بودن به یک منطقه، کاری اشتباه است و در واقع تعیین سطح فرهنگی یک منطقه نمی تواند بعنوان یک ارزش مورد توجه قرار گیرد چرا که این سطح در ارتباط بسیار نزدیک با شرایط ، موقعیت ،ساختار و بسیاری دیگر از فاکتورهای جامعه شناختی ،محیطی و انسان شناختی قابل تعریف است اما ازینرو که گاهی ناگذیر به مقایسه و تعیین سطح فرهنگی می باشیم لازم است از عنوان هایی شبیه به فقر فرهنگی یا توسعه فرهنگی استفاده شود و این تعیین سطح نیز باید در مقایسه با محیطی که از نظر عوامل یاد شده به محیط مورد بررسی نزدیک باشد صورت پذیرد ( هرچند که در عالم واقع شباهت مطلق دو محیط غیر ممکن است و اگر چنین شباهتی ممکن بود بی گمان فرهنگ دو محیط نیز دقیقا مشابه به هم می شد اما توجه به برخی از معیارهای که در ادامه به آنها اشاره خواهد شد می تواند برای این مقایسه راهگشا باشد)، معیار دیگری که می توان از آن بعنوان شاخصی برا ی تعیین سطح فرهنگی یک منطقه استفاده کرد، نوع نگاه و قضاوت افرادی است که در تعامل مثبت با آن منطقه می باشند ، در واقع برای افرادی که در یک منطقه جغرافیایی مورد ارزیابی فرهنگی قرار میگیرند باید مهم باشد که نگاه افرادی که به نوعی در ارتباط موثر و مفید با آن جامعه هستند را بدانند و سعی در فراهم کردن و جلب نظر و توجه آنان را داشته باشند . چرا که عدم وجود نگاه مثبت بدون شک زمینه از دست دادن بسیاری از فرصت های اجتماعی ، اقتصادی ، سیاسی ، فرهنگی و ... برای منطقه را فراهم خواهد کرد.در اینجا و برای نزدیک شدن موضوع به ذهن از یک مثال ساده استفاده می شود .فرض کنیم منطقه مورد توجه منطقه ای با خصوصیت گردشگری باشد از اینرو جلب نظر گردشگران برای دوام و بقا و استفاده مطلوب از مزیت گردشگری منطقه یک ضرورت انکار نا پذیر است و از سویی یکی از عوامل مهم این جلب نظر قضاوت گردشگران از خصوصیات و سطح فرهنگی آن منطقه می باشد ، پس مهم است که در سنجش سطح فرهنگی به این نوع نگاه و قضاوت بعنوان یک معیار توجه گردد. (هرچند که این مثال ممکن است در پاره ای موارد جای بحث و چالش داشته باشد اما فقط به منظور نزدیک کردن ذهن به منظور درک بهتر مطلب می توان از آن استفاده کرد) در واقع با توجه به اهمیتی که نظر دیگران می تواند بر روی بهره مندی جامعه از ارتباط با ایشان داشته باشد ، می توان این نظرات را رتبه بندی کرد و ملاک تعیین سطح یا تغییر سطح فرهنگی قرار داد .
در اینجا به برخی از معیارهایی که از آن بعنوان عوامل موثر در فرهنگ و نیز تعیین سطح فرهنگی یاد شد، اشاره می کنیم با توجه به اینکه تعداد این عوامل می تواند بسیار زیاد و گاهی بدلیل ارتباط پیچیده آنها با هم ، حتی تفکیک آنها از هم بسیار مشکل باشد ، آنچه که به نظر نگارنده مهم و نمایان تر و عمومی تر و نیز با واقعیت های بوم محیط کوار منطبق تر است در این مقال ذکر می شود. بی شک شرایط و سطح اقتصادی و بخصوص شکاف درآمدی خانوارها یکی از این مورد است، از دیگر موارد جغرافیای انسانی یا ترکیب جمعیتی است چرا که قو میت ها و بوم گرایی ها و تعصبات خاص آن از عوامل موثر در فرهنگ می باشد ، سابقه مدنیت و برخورداری از زیر ساخت های عمومی از جمله مراکز آموزشی و پرورشی ، مذهبی ، تفریحی ، ورزشی ، فرهنگی و ... تاثیر بسزایی در فرهنگ دارد ، محدودیت های ارتباطی با سایر مراکز جمعیتی و میزان در آمیختگی و تاثیر پذیری فرهنگی از این مناطق نیز از دیگر عوامل مهم محسوب می گردد ، میزان مهاجرت پذیری و مهاجرت فرصتی نیز مهم ارزیابی می گردد، از جمله موار مهم دیگر شخصیت های تاثیر گذار و همچنین مدیران و رهبران اجتماعی و مدنی و میزان خواست آنها و اهتمام ایشان در توجه به این مقوله است که بسیار مهم می باشد ، بی شک عوامل مهم بسیار دیگری نیز هست (که در خواست نگارنده از خوانندگان محترم در تکمیل این مهم می باشد) ، قطعا توجه به این عوامل در برنامه ریزی ها و رشد سطح فرهنگ نیز بایستی مورد توجه قرار گیرد ، هریک از عوامل یاد شده فوق خود به تنهایی می تواند موضوع یک مقاله و حتی یک پژوهش علمی باشد (که جا دارد مورد توجه دانشجویان عزیز مرتبط با موضوع تحصیلی ایشان قرار گیرد) و نیاز به شکافتن و توضیح بیشتر دارد که در این مقال شاید فرصت آن نباشد .( انشا ا... با همت دوستان در آینده مورد توجه باشد و در ادامه مطالب همین وب نوشت پیگیری شود).
و اما مطلب آخر، با توجه به اینکه فرهنگ و زیر ساخت های فرهنگی از جمله زمینه های اصلی پیشرفت و توسعه ماندگار است و بی شک این مهم خواست همه مردم است ، توجه به این مقوله وتفکر در آن که ما هم اکنون در چه موقعیتی از لحاظ فرهنگی قرار داریم؟ و تا چه حد زمینه های رشد و ارتقای فرهنگی وجود دارد؟ و چقدر مهم است که به آن اهتمام ورزیم؟ و مدیران و رهبران مدنی و اجتماعی ما تا چه حد به این موضوع توجه دارند؟ و سوالاتی از این دست ، بسیار مهم می باشد. بی شک احساس مسئولیت و خواست جمعی مردم و بخصوص روشنفکران و متفکران جامعه بسیار ضروریست...