تبليغاتX
کوار : سبد پر میوه
معرفی کوار و توسعه و ترویج فرهنگ و ادب و علم و دوستی و ... و نقد معضلات موجود
۱۲ رمز موفقیت را در اینجا ببینید .
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه پنجم مرداد 1387ساعت 13:52  توسط فخرالدین جمالی  | 

قسمتی از فصل اول  کتاب عادتها و باورها  :
نظامهای عادات و باورتان حاصل محیط اطرافتان است. این بینشی بسیار مهم است.بدانید افرادی که با آنان معاشرت دارید و محیطی که در آن زندگی می کنید بر رفتار شما تاثیر شدید می گذارند. فردی که در محیطی منفی قرار گرفته و کم کم در معرض بد رفتاری های جسمی و زبانی قرار گرفته است، درمورد دنیا دیدگاهی دارد متفاوت با دیدگاه کودکی که در خانواده ای گرم ، پرمهر و حامی پرورش یافته است. نظریات و درجات خود باوری آنان با هم تفاوت دارد.محیطهای پر از خشونت اغلب باعث ایجاد احساساتی از قبیل بی ارزشی و کمبود اعتماد به نفس برای بیان ترسها می شود. اگر این نظام باور منفی به زندگی یک بزرگسال انتقال یابد همه گونه عادت غیر سازنده مانند اعتیاد به مواد مخدر، فعالیتهای جنایتکارانه و ناتوانی در ساختن راه شغلی مناسب را ایجاد کند . فشار همتایان نیز نقشی منفی یا مثبت بازی می کند.

اگر شما با کسانی معاشرت دارید که همواره از بد بودن همه چیز شکایت دارند، ممکن است آنچه می گویند باور کنید. از سوی دیگر اگر اطرافتان را افرادی قدرتمند و مثبت احاطه کرده باشند، شما نیز بیشتر دوست

اگر شما با کسانی معاشرت دارید که همواره از بد بودن همه چیز شکایت دارند، ممکن است آنچه می گویند باور کنید. از سوی دیگر اگر اطرافتان را افرادی قدرتمند و مثبت احاطه کرده باشند، شما نیز بیشتر دوست دارید دنیایی پر از فرصتها و ماجرا جویی را شاهد باشید.

نظام عادتها و باورها حاصل محیط اطراف است.

در جایی که انگیزه نیست، موفقیت هم نیست.

قورباقه ها معمولا در آب زندگی می کنند. تصور کنید قور باغه ای را به ناگهان در یک ظرف آب گرم قرار دهیم و یا در ظرفی قرار دهیم که ابتدا آب آن سرد بوده است ولی به سرعت دمای آن را افزایش می دهیم. قورباغه ناگهان بیرون می پرد. از طرف دیگر اگر آب ظرف به آرامی گرمتر شود، قورباغه حرکتی نمی کند و آرام آرام به سوی مرگ می رود. این داستان به این مطلب اشاره دارد که اگر شما از وضعیت فعلی خود راضی باشید از تغییر شرایط اطرافتان مطلع نمی شوید و این ممکن است شما را به کام مرگ بکشاند.
بشر دارای غریضه ای است که دوست دارد شرایط اطرافش را ثابت باقی نگه دارد و کاری را انجام دهد که با آن اخت گرفته است. اگر چه کار کردن با افراد صمیمی برای آدمی راحت تر است ولی چنانچه موضوعی برایش تکراری باشد، به آن خو خواهد گرفت و این به ندرت منشاء چیزهای جدید می شود.

گر جمله آفاق همه غم بگرفت

بی غم بود آنکه عشق محکم بگرفت.

+ نوشته شده در  شنبه پنجم مرداد 1387ساعت 13:4  توسط فخرالدین جمالی  | 


• همه محبتت را نثار دوستت کن . اما همه اعتمادت را به پای او مریز .
• یا درست حرف بزن . یا عاقلانه سکوت کن .
• در باره هر چه می گویی فکر کن ولی هرچه فکر می کنی مگو .
• تنها گنجی که ارزش جستجو کردن دارد هدف است .
• اگر اراده کنی و استقامت داشته باشی ، بی شک موفق می شوی . کوشیدن ، جستن ، یافتن و هرگز تسلیم نشدن راز های موفقیت است باید بخواهیم تا بتوانیم .
• خداوند به هر پرنده ای دانه می دهد ولی آن را در داخل لانه اش نمی اندازد .
• امید به زندگی همان قدر اهمیت دارد که بال برای پرندگان .
• تصمیم گرفته ام پول را به خدمت خود بیاورم نه اینکه خود به خدمت آن در آیم .
• منبع : راز موفقیت
+ نوشته شده در  شنبه پنجم مرداد 1387ساعت 12:14  توسط فخرالدین جمالی  | 

کشاورزي الاغ پيري داشت که يه روز اتفاقي ميفته تو ي يک چاه بدون آب . کشاورز هر چه سعي کرد نتونست الاغ رو از تو چاه بيرون بياره . براي اينکه حيون بيچاره زياد زجر نکشه   کشاورز و  مردم روستا تصميم گرفتن  چاه رو با خاک پر کنن تا الاغ زود تر بميره و زياد زجر نکشه . 

مردم با سطل  روي سر الاغ خاک مي ريختند اما الاغ هر بار خاکهاي  روي بدنش رو مي تکوند و زير پاش مي ريخت و وقتي خاک زير پاش بالا مي آمد سعي ميکرد بره روي خاک ها .

 روستايي ها همينطور به زنده به گور کردن الاغ بيچاره ادامه دادند و الاغ هم همينطور به بالا اومدن ادامه داد تا اينکه به لبه ي چاه رسيد و بيرون اومد .

مشکلات زندگي مثل تلي از خاک بر سر ما ميريزند و ما مثل هميشه دو اتنخاب داريم . اول اينکه اجازه بديم مشکلات ما رو زنده به گور کنن و دوم اينکه از مشکلات سکويي بسازيم براي صعود.

به خدايت نگو که چقدر مشکلاتت بزرگ است ،

                                        به مشکلاتت بگو که چقدر خدايت بزرگ است .

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم خرداد 1386ساعت 12:39  توسط فخرالدین جمالی  | 

درود به همه همراهان عزیز به ویژه بی ریا (حیدری عزیز) که موجب نوشتن این پست شد.که یادمون باشه عده ای از عزیزان زحمت میکشند تا ما آرامش داشته باشیم اینجا میخواهیم از پرسنل زحمت کش نیروی انتظامی در منطقه تشکر کنم و زحماتشون رو با یه خسته نباشید ارج بنهیم هرچند کم است اما این هم تحفه درویشه. اما یه جور دیگه هم میشه از این عزیزان تشکر کرد با احترام به قانون و رعایت قوانین توسط ما ، من که به شخصه از همین حالا تصمیم میگیرم توی کوار بیشتر از پیش به قانون احترام بگذارم و از همه همراهان هم میخوام با اینکار مزد زحمت این عزیزان رو بدهند.در آخر از دوستان میخوام که در هر مورد که لازم میدوند موضوعی رو مطرح کنند تا توی وبلاگ به بحث و بررسی درمورد آن و با نقد و تقدیر از آن جامعه ای بهتر را برای خودمان رقم بزنیم.در مورد این پست هم هرکدوم از عزیزان انتقاد یا پیشنهادی داره توی نظرات بنویسه تا به فرماندهی محترم نیروی انتظامی منتقل کنیم.

پرسنل محترم

 

نیروی انتظامی

 

دست مریزاد

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم خرداد 1386ساعت 9:35  توسط فخرالدین جمالی  | 

هر روز صبح در آفريقا وقتي خورشيد طلوع مي کند يک غزال شروع به دويدن ميکند و مي داند سرعتش بايد از يک شير بيشتر باشد تا کشته نشود هر روز صبح در آفريقا وقتي خورشيد طلوع مي کند يک شير شروع به دويدن مي کند و مي داند که بايد سريع تر از آن غزال بدود تا از گرسنگي نميرد مهم نيست غزال هستي يا شير با طلوع خورشيد دويدن را آغاز کن. " آنتوني رابينز"

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم اردیبهشت 1386ساعت 12:1  توسط فخرالدین جمالی  | 

سلام

سال نو را به همه شادباش میگویم 

و درودی ویژه به همه دوستان خوب و گلم، دوستانی که عرق و علالقشون به زادگاهشون (حتی اگر بسیار دور هم هستند) کم نمیشود و همیشه در فکر سربلندی و پیشرفت آن هستند. منطقه ای که لایق خیلی بیشتر از اینهاست که الان دارد و انصافا در حق آن کوتاهی شده (و البته عوامل موثر در این موضوع هم کم نیستند و گفتنش یک فصل و بحث خاص خودش را میطلبد که خارج از حوصله این پست است). اما اینجا میخواستم از همه عزیزانی که توی پست های قبلی نظر دادند و اعلام هم بستگی و علاقه برای توسعه منطقه کرده اند تشکر کنم. و از همه این دوستان بخواهم که ما را تنها نگذارند و سایر دوستان را هم دعوت کنند تا انشا ا... در اولین فرصتی که ممکن شد و با تعداد بیشتری بتوانیم با هم فکری هم کاری کنیم و به قول خواجه شیراز "طرحی نو دراندازیم" و گامی موثر در شکوفایی استعدادها و توانایی های بلقوه و نعمت های خدادادی منطقه برداریم که حق است اگر چنین کنیم و کفر نعمت کرده ایم اگر نتوانیم از این نعمات گرانبهای الهی بهره ببریم. 

باز هم سپاسگزارم و منتظر حضور گرم و موثر شما و سایر همدلان آینده هستم

به امید روزهای بهتر .یا علی

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم فروردین 1386ساعت 9:40  توسط فخرالدین جمالی  | 

روزي در آخر ساعت درس يك دانشجوي دوره دكتراي نروژي ، سوالي مطرح كرد: استاد،شما كه از جهان سوم مي آييد،جهان سوم كجاست ؟؟ فقط چند دقيقه به آخر كلاس مانده بود.من در جواب مطلبي را في البداهه گفتم كه روز به روز بيشتر به آن اعتقاد پيدا مي كنم.به آن دانشجو گفتم: جهان سوم جايي است كه هر كس بخواهد مملكتش را آباد كند،خانه اش خراب مي شود و هر كس كه بخواهد خانه اش آباد باشد بايد در تخريب مملكتش بكوشد.                                             پروفسورحسابي                                              

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385ساعت 14:17  توسط فخرالدین جمالی  | 

دوستان و سروران گرامی بدون هیچگونه شکی هرگونه تغییر و ایجاد تحول در هر جامعه نیاز به یک عزم عمومی و جدی دارد و در رسیدن به این مهم بدون شک نقش لیدرها و نخبگان هر جامعه بخصوص در مراحل ابتدایی تحول بسیار مهم و حضور ایشان بسیار حیاتی است و نیز هیچگونه شکی نیست که منطقه مستعد و بکر کوار به آنچه که مستحق آن است و آنچه که توانمندیهای این منطقه گواه آن است ( در تمام زمینه ها ) دست نیافته ، همانگونه که در انتهای مطلب قبل ( لزوم توجه به فرهنگ ) نیز بیان شد یک عزم واراده ی جدی برای دستیابی و محقق شدن آرزوهای زیبا و مورد توجه تمام اهلی منطقه ضروریست ، لذا بر همه نخبگان این جامعه است که بدون هرگونه تعصب و در راستای دستیابی به یک هدف مشترک ( توسعه پایدار و هم جانبه منطقه )دست به دست هم داده و حرکتی جهاد گونه انجام دهند. از اینرو می گویم جهاد گونه که: حرکتهای مشابهی در سالیان گذشته صورت پذیرفت اما متاسفانه به لحاظ پاره ای ملاحظات و ضعف های درونی ، عقیم ماند و یا به نتایج چشم گیری منتهی نشد ،از اینرو این حرکت باید دارای دو شرط اساسی باشد  اول اینکه یک حرکت جهادی باشد و عزم جدی در پیگیری تا حصول نتیجه را در درون خود داشته باشد  و دوم اینکه برخوردار از ساختار و اهداف از پیش تعریف شده باشد ساختاری که نظا ممند و سازمان یافته باشد و دارای تشکیلات سازمانی مفید باشد و از سوی از هدف قرار دادند موضوعاتی که موجب انحراف و از هم پاشیدگی سازمانی می گردد دوری جوید. ریشه یابی عدم موفقیت حرکت های قبلی و تعریف ساختار جدید ضروریست و این می تواند در یک گردهمایی فعالان و نخبگان دلسوز منطقه مورد بحث و ارزیابی و نتیجه گیری قرار گیرد.

اما علت اینکه عنوان این مطلب را دعوت گذاشتم چه بوده است؟

در اینجا می خواهم از کلیه کسانی که مایلند در این حرکت جهادی و ضروری (هرچند که دیر است اما حکایت از آب گرفتن ماهی است) شرکت داشته باشند دعوت کنم تا با ارائه ی نظرات و پیشنهادات خود در دستیابی به این هدف یاری کنند و همسو شوند تا با تبادل نظر و یافتن راهکارهای مناسب هر چه سریعتر در این زمینه اقدام گردد بویژه دوستان و نخبگانی که در منطقه فعالیت و حضور دارند باید به شکل پر رنگتری مؤثر باشند.

لذا از همه عزیزان دلسوز که تمایل دارند در زمینه ی یاد شده فعال باشند درخواست میکنم که از طریق ارسال ایمیل به  آدرس وبلاگ یا دادن نظر در همین وبلاگ و یا دادن پیام به آیدی حقیر که در همین وبلاگ درج شده است (حقیر اکثر روزهای غیر تعطیل صبح ها از ساعت ۷:۳۰ تا ساعت ۱۴ آن هستم) و یا هر راه پیشنهادی دیگر که از سوی عزیزان ارائه گردد ، آمادگی خود را اعلام کنند و زمینه همکاری فعالیت خود را نیز مشخص کنند (دوستانی که در شهر کوار و روستاها می توانند در محل کار خود فعالیتی در دراستای دستیابی به اهداف این دعوت داشته باشند حتما ذکر بفرمایند) تا با امید یاری پروردگار به یاری منطقه بشتابیم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اسفند 1385ساعت 12:35  توسط فخرالدین جمالی  | 

با توجه به اهمیت و جایگاه فرهنگ اولین موضوعی که در این جا به بحث پیرامون آن خواهیم پرداخت این مقوله  است.

فرهنگ مجموعه پیچیده ای است که دربرگیرنده  دانستنیها , اعتقادات ,هنرها ,اخلاقیات , قوانین ,عادات وهرگونه توانایی دیگری است که بوسیله انسان بعنوان عضو جامعه کسب شده است.

دید کلی

بنا بر یک برداشت نادرست همگانی برخی از اعضای جامعه ، فرهنگ دارند و برخی بی‌فرهنگ هستند. و باز بنابر یک برداشت نادرست همگانی دیگر برخی افراد شخصیت دارند و برخی بی‌شخصیت هستند. اما دیدگاه علمی همه افراد را هم دارای فرهنگ و هم دارای شخصیت می‌داند. در تعریف از فرهنگ گفته می‌شود که فرهنگ عبارت از مجموع ویژگیهای رفتاری و عقیدتی اکتسابی اعضای یک جامعه خاص است. و در تعریف از شخصیت گفته می‌شود که شخصیت عبارت از مجموع ویژگیهای رفتاری و روانی هر یک از افراد است. شاید به جرات بتوان گفت که فرهنگ در علوم جامعه شناسی به همان اندازه مهم و قابل بحث است که شخصیت در علوم روانشناسی.

تاثیر فرهنگ روی شخصیت

انسان از لحظه‌ای که متولد می‌شود و در ارتباط با محرکهای مختلف قرار می‌گیرد از عوامل مختلفی تاثیر می‌پذیرد. مهمترین دسته از این عوامل در کنار عوامل ارثی و ژنتیک عوامل محیطی هستند. عوامل محیطی شامل محیط اقتصادی ، محیط جغرافیایی و محیط فرهنگی و ... افراد می‌شود. عوامل فرهنگی همواره در مبحثهای مختلف روانشناختی و بویژه شخصیت ، رشد و شکل گیری آن حائز اهمیت بوده است. تحقیقات مختلف جامعه شناختی و روانشناختی نشان می‌دهد ویژگیهای فرهنگی یک جامعه تفاوتهای شخصیتی بارزی را در میان افراد آن جامعه در مقایسه با سایر جوامع ایجاد می‌کند.

در برخی فرهنگها ویژگیهای شخصیتی چون برون گرائی شکل می‌گیرد و در برخی جوامع فرهنگی ویژگی درون گرائی. برخی فرهنگها هیجان پذیری را به عنوان ویژگی شخصیتی در افراد خود شکل می‌دهند و برخی فرهنگهای دیگر آرامش و دوری از هیجان خواهی را . برخی فرهنگها شخصیتهای عاطفی‌تر را تربیت می‌کنند و برخی فرهنگها عاطفی بودن افراد خود را محدود و کنترل می‌کنند.

علاوه بر تاثیر فرهنگ در یک سطح کلی مثلا فرهنگ یک جامعه گسترده در مقایسه با جوامع دیگر می‌توان از تاثیر فرهنگ بر شخصیت در مقیاسهای کوچکتر نیز صحبت کرد. در یک جامعه واحد طبقات مختلف ، اقشار مختلف ، مشاغل مختلف و حتی مناطق مختلف خرده فرهنگهای خاص خود را دارند. بطوریکه ویژگیهای شخصیتی افراد متعلق به هر یک از این طبقات ، اقشار ، مشاغل و مناطق می‌تواند متفاوت از بقیه باشد. تحقیقات متعدد شیوع شخصیتهایی که گرایش به بزهکاری و رفتارهای ضد اجتماعی دارند را در مناطق پایین از لحاظ اقتصادی ، فرهنگی و طبقاتی بیشتر از سایر مناطق گزارش می‌کنند.

تاثیر شخصیت بر فرهنگ

جامعه شناسان معتقدند همانطور که شخصیت افراد از فرهنگ آن منطقه ، جامعه یا طبقه تاثیر می ‌پذیرد. افراد نیز تاثیرات متقابلی به صورتی ظریف و پیچیده در فرهنگ می‌گذارد. شخصیتهایی هستند که دگرگونیهای فرهنگی را رهبری می‌کنند یا ثبات و استحکام فرهنگی را موجب می‌شوند.

تغییر فرهنگ و شخصیت

تغییرات فرهنگی ، دگرگونی فرهنگها از مسایل مورد بحث رایج در علوم جامعه شناختی هستند. از این رو بسیار احتمال دارد که فرد در مواجهه با تغییرات فرهنگی قرار گیرد. زمانی که فرهنگ یک جامعه بنا به دلایل مختلف مثل تاثیر پذیری از عوامل اجتماعی ، اقتصادی و ... تغییر پیدا می‌کند. یا فرد به صورت ارادی یا غیر ارادی در فرهنگی متفاوت از فرهنگ خود قرار می‌گیرد مثل مهاجرت و ... چه تغییراتی از لحاظ شخصیتی در او اتفاق می‌افتد؟

براساس نظریات مختلف واکنشهای افراد در قبال این تغییرها معمولا متفاوت و متاثر از ویژگیهای فردی یا
شخصیت آنهاست. برخی افراد به راحتی این تغییرات را پذیرفته و تغییراتی در شرایط زندگی خود ایجاد می‌کنند،برخی در مقابل این تغییرات شدیدا مقاومت نشان می‌دهند و برخی ناراحتیها و مشکلاتی را تجربه می‌کنند.برخی از این تغییرات فرهنگی به صورتی ظریف و بدون آگاهی کامل فرد اتفاق می‌افتند و طبعا تاثیرات آهسته و ظریفی را در شخصیت فرد به جای می‌گذارند. برخی شخصیتها در مقابل تغییرات فرهنگی انعطاف پذیرتر هستند که البته این انعطاف پذیری به عنوان یک ویژگی شخصیتی در سایر حوزه‌های زندگی آنها نیز قابل مشاهده است.

فرهنگ ، تعلیم و تربیت و شخصیت

فرهنگ نفوذ عمیقی روی شیوه‌های تعلیم و تربیت یک جامعه دارد. برنامه‌های تعلیم و تربیتی علاوه بر تاثیر از برنامه‌های دیگر جامعه (اقتصادی ، سیاسی و ...) در چارچوب فرهنگی طرح ریزی و اجرا می‌شوند. با توجه به این که هدف تعلیم و تربیت ، رشد شخصیتهای یک جامعه است. روشن است فرهنگ با سایه‌ای که روی برنامه‌های تعلیم و تربیت می‌گستراند شکل گیری و تربیت شخصیتهای جامعه را متاثر می‌سازد. برخی برنامه‌های تعلیم و تربیتی و حتی توصیه‌های روانشناختی قابل اجرا در تمامی فرهنگها نیستند. بر این اساس متخصصان تعلیم و تربیت و روانشناسان هر جامعه یافته‌های سایر جوامع را در زمینه‌های مختلف تعلیم و تربیت ، شخصیت و ... بر اساس فرهنگهای جامعه خود مورد بررسی قرار می‌دهند. حتی آزمونهای شخصیتی قبل از اجرا در جوامع مختلف باید با هنجارهای فرهنگی آن جامعه سازگار گردد.

تناسب محیطی

    

با توجه به آنچه که گفته شد دادن نسبت  مطلق فرهنگ دار بودن و یا بی فرهنگ بودن به یک منطقه، کاری اشتباه است و در واقع تعیین سطح فرهنگی یک منطقه نمی تواند بعنوان یک ارزش مورد توجه قرار گیرد چرا که این سطح در ارتباط بسیار نزدیک با  شرایط ، موقعیت ،ساختار و بسیاری دیگر از فاکتورهای جامعه شناختی ،محیطی و انسان شناختی قابل تعریف است اما ازینرو که گاهی ناگذیر به مقایسه و تعیین سطح فرهنگی می باشیم لازم است از عنوان هایی شبیه به فقر فرهنگی یا توسعه فرهنگی استفاده شود و این تعیین سطح نیز باید در مقایسه با محیطی که از نظر عوامل یاد شده به محیط مورد بررسی نزدیک باشد صورت پذیرد ( هرچند که در عالم واقع شباهت مطلق دو محیط  غیر ممکن است و اگر چنین شباهتی ممکن بود بی گمان فرهنگ دو محیط نیز دقیقا مشابه به هم می شد اما توجه به برخی از معیارهای که در ادامه به آنها اشاره خواهد شد می تواند برای این مقایسه راهگشا باشد)، معیار دیگری که می توان از آن بعنوان شاخصی برا ی تعیین سطح فرهنگی یک منطقه استفاده کرد، نوع نگاه و قضاوت افرادی است که در تعامل مثبت با آن منطقه می باشند ، در واقع برای افرادی که در یک منطقه جغرافیایی مورد ارزیابی فرهنگی قرار میگیرند باید مهم باشد که نگاه افرادی که به نوعی در ارتباط موثر و مفید با آن جامعه هستند را بدانند و سعی در فراهم کردن و جلب نظر و توجه آنان را داشته باشند . چرا که عدم وجود نگاه مثبت بدون شک زمینه از دست دادن بسیاری از فرصت های اجتماعی ، اقتصادی ، سیاسی ، فرهنگی و ... برای منطقه را فراهم  خواهد کرد.در اینجا و برای نزدیک شدن موضوع به ذهن از یک مثال ساده استفاده می شود .فرض کنیم منطقه مورد توجه منطقه ای با خصوصیت گردشگری باشد از اینرو جلب نظر گردشگران برای دوام و بقا و استفاده مطلوب از مزیت گردشگری منطقه یک ضرورت انکار نا پذیر است و از سویی یکی از عوامل مهم این جلب نظر قضاوت گردشگران از خصوصیات و سطح فرهنگی آن منطقه می باشد ، پس مهم است که در سنجش سطح فرهنگی به این نوع نگاه و قضاوت بعنوان یک معیار توجه گردد. (هرچند که این مثال ممکن است در پاره ای موارد جای بحث و چالش داشته باشد اما فقط به منظور نزدیک کردن ذهن به منظور درک بهتر مطلب می توان از آن استفاده کرد) در واقع با توجه به اهمیتی که نظر دیگران می تواند بر روی بهره مندی جامعه از ارتباط با ایشان داشته باشد ، می توان این نظرات را رتبه بندی کرد و ملاک تعیین سطح یا تغییر سطح فرهنگی قرار داد .

در اینجا به برخی از معیارهایی که از آن بعنوان عوامل موثر در فرهنگ و نیز تعیین سطح فرهنگی یاد شد، اشاره می کنیم با توجه به اینکه تعداد این عوامل می تواند بسیار زیاد و گاهی بدلیل ارتباط پیچیده آنها با هم ، حتی تفکیک آنها از هم بسیار مشکل  باشد ، آنچه که به نظر نگارنده مهم و نمایان تر و عمومی تر و نیز با واقعیت های بوم محیط  کوار منطبق تر  است در این مقال ذکر می شود. بی شک شرایط و سطح اقتصادی و بخصوص شکاف درآمدی خانوارها یکی از این مورد است، از دیگر موارد جغرافیای انسانی یا ترکیب جمعیتی است چرا که قو میت ها و بوم گرایی ها و تعصبات خاص آن از عوامل موثر در فرهنگ می باشد ،  سابقه مدنیت و برخورداری از زیر ساخت های عمومی از جمله مراکز آموزشی و پرورشی ، مذهبی ، تفریحی ، ورزشی ، فرهنگی و ... تاثیر بسزایی در فرهنگ دارد ، محدودیت های ارتباطی با سایر مراکز جمعیتی و میزان در آمیختگی و تاثیر پذیری فرهنگی از این مناطق نیز از دیگر عوامل مهم محسوب می گردد ، میزان مهاجرت پذیری و مهاجرت فرصتی نیز مهم ارزیابی می گردد، از جمله موار مهم دیگر شخصیت های تاثیر گذار و همچنین مدیران و رهبران اجتماعی و مدنی و میزان خواست آنها و اهتمام ایشان در توجه به  این مقوله است که بسیار مهم می باشد ، بی شک عوامل مهم بسیار دیگری نیز هست (که در خواست نگارنده از خوانندگان محترم در تکمیل این مهم می باشد) ، قطعا توجه به این عوامل در برنامه ریزی ها و رشد سطح فرهنگ نیز بایستی مورد توجه قرار گیرد ،  هریک از عوامل یاد شده فوق خود به تنهایی می تواند موضوع یک مقاله و حتی یک پژوهش علمی باشد (که جا دارد مورد توجه دانشجویان عزیز مرتبط با موضوع تحصیلی ایشان قرار گیرد) و نیاز به شکافتن و توضیح بیشتر دارد که در این مقال شاید فرصت آن نباشد .( انشا ا... با همت دوستان در آینده مورد توجه باشد و در ادامه مطالب همین وب نوشت پیگیری شود).

 

و اما مطلب آخر، با توجه به اینکه فرهنگ و زیر ساخت های فرهنگی از جمله زمینه های اصلی پیشرفت و توسعه ماندگار است و بی شک این مهم خواست همه مردم است ، توجه به این مقوله وتفکر در آن که ما هم اکنون در چه موقعیتی از لحاظ فرهنگی قرار داریم؟ و تا چه حد زمینه های رشد و ارتقای فرهنگی وجود دارد؟ و چقدر مهم است که به آن اهتمام ورزیم؟ و مدیران و رهبران مدنی و اجتماعی ما تا چه حد به این موضوع توجه دارند؟ و سوالاتی از این دست  ، بسیار مهم می باشد. بی شک احساس مسئولیت و خواست جمعی مردم و بخصوص روشنفکران و متفکران جامعه بسیار ضروریست...

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم بهمن 1385ساعت 12:59  توسط فخرالدین جمالی  |